تبليغاتX
luna
آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رو متاب

 

خيال نازك

 

بوي خيال نازكت مرا رها نمي كند

با من مبتلا غمت آه چه ها نمي كند

 

شعله كشيده بر دلم نگاههاي مست تو

در دل ما كسي چنين فتنه به پا نمي كند

 

در ازدحام چشمها به بزم اختران كسي

بجز نگاههاي تو مرا صدا نمي كند

 

رسم وفا نباشد اين، بپرس از دو چشم خود

كاين دل شرحه شرحه را چرا دوا نمي كند

 

همنفس ستاره اي بر لب من ترانه اي

مشك فشا ني تو را باد صبا نمي كند

 

خوي تو را گرفته دل، بوي تو را گرفته دل

بوي خيال نازكت مرا رها نمي كند

 

TinyPic image

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 10:34  توسط زینب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دست نوشته های زینب عزیزی
دانشجوی ارشد زبان انگلیسی دانشگاه تهران

یادمان باشد
اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق
ز هر بی سرو پایی نکنیم

نوشته های پیشین
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM