![]() |
![]() |
|
| آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رو متاب |
|
عشق شادي است عشق آزادي است عشق آغاز آدميزادي است عشق آتش به سينه داشتن است دم همت برو گماشتن است برق چشمي است در شب ديدار خنده اي جسته از لبان دويار زندگي چيست عشق ورزيدن زندگي را به عشق بخشيدن زنده است آنكه عشق مي ورزد دل و جانش به عشق مي ارزد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 11:32 توسط زینب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دست نوشته های زینب عزیزی
دانشجوی ارشد زبان انگلیسی دانشگاه تهران یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|