تبليغاتX
luna - حرفهای سطحی
آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رو متاب

 

 

 

"حرفهای ما چه سطحی و دردهای ما چقدر عمیق هستند."

 

 

سکوت آب می تواند خشکی باشد و فریاد عطش

 

سکوت گندم می تواند گرسنگی باشد

 

و غریو پیروزمندانه ی قحط.

 

همچنان که سکوت آفتاب ظلمت است

 

اما سکوت آدمی فقدان جهان است.

 

فریاد را تصویر کن!

 

عصر مرا تصویر کن!

 

در منحنی تازیانه به نیشخط رنج

 

همسایه ی مرا

 

بیگانه با امید و خدا

 

و حرمت ما را

 

که به دینار و درم برکشیده اند و فروخته.

 

تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم

 

و آن نگفتیم که به کار آید

 

چرا که تنها یک سخن،یک سخن در میلنه نبود

 

آزادی !

 

ما نگفتیم

 

تو تصویرش کن.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 بهمن1385ساعت 22:11  توسط زینب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دست نوشته های زینب عزیزی
دانشجوی ارشد زبان انگلیسی دانشگاه تهران

یادمان باشد
اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق
ز هر بی سرو پایی نکنیم

نوشته های پیشین
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM